آدم گاهی از خودش میپرسد، آیا میراثفرهنگی واقعاً فقط مربوط به گذشته است؟ یا حقوق کارمندانش هم نوعی میراث از دوران قاجار محسوب میشود! وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، با تمام عشق و افتخاری که به فرهنگ، تاریخ و تمدن این سرزمین دارد، انگار تنها وزارتخانهای است که حقوق کارکنانش بیشتر شبیه نمایشگاه تاریخی شده تا عددی قابل زندگی در قرن بیستویکم.
در کشوری که از ۱۹ وزارتخانه، این وزارتخانه از لحاظ بودجه از آخر، جایگاه چهارم را دارد، دیگر نیازی به توضیح نیست که چرا کارمندش وقتی فیش حقوقیاش را باز میکند، احساس میکند در موزه ارقام باستانی قدم گذاشته است. بودجه پایین قابل درک است، میدانیم که اقتصاد کشور در شرایط خاصی است، اما حقوقی که بعضی وقتها حتی از هزینه رفتوآمد یک سفر درون استانی یکروزه کمتر است، کمی غیرقابل هضم میشود؛ آنهم برای همکارانی که زیر آفتاب و باد و باران، با تمام عشق، از آثار تاریخی کشور پاسداری میکنند.
طنز ماجرا اینجاست که پرسنل اماکن تاریخیفرهنگی، گاه با تمام جدیت و افتخار به گردشگر داخلی و خارجی توضیح میدهد که این بنا از دوران زندیه باقی مانده، اما در دلش فکر میکند که حقوق من هم از همان دوران باقیمانده! و با همان لبخند رسمی، ادامه میدهد که ببینید چطور بناها مرمت شدهاند، در حالیکه خودش مدتهاست منتظر مرمت وضعیت اقتصادیاش است.
کسی منکر تلاش مسئولان نیست. میدانیم که محدودیت بودجه بر همه فشار آورده و مدیران وزارتخانه هم درگیر کارند تا چرخ این مجموعه بچرخد. اما شاید وقت آن رسیده که ارزش کار فرهنگی را نه با عدد بودجه، بلکه با تأثیر اجتماعی آن سنجید. میراثفرهنگی فقط نگهداری از سنگ و خشت نیست؛ نگهداری از هویت کشور است. و نگهداران این هویت، سزاوار جایگاه و دریافتیای هستند که دستکم کمی با شأن کارشان تناسب داشته باشد.
متأسفانه، همین اشل حقوقی بسیار پایین، به عامل اصلی بیانگیزگی و فرسایش نیروها تبدیل شده است. امروز شاهد آن هستیم که کارمندان متخصص به ناچار برای افزایش اندکی از درآمد، تقاضای انتقال به ادارات دیگر با اشل حقوقی بالاتر را میدهند یا حتی قید کار دولتی را زده و ترجیح میدهند برای امرار معاش به بازار آزاد یا فعالیت در سامانههای خدماتی نظیر اسنپ روی بیاورند.
این یادداشت گلایه نیست، بلکه تذکری دوستانه است: اگر قرار است فرهنگ، میراث و گردشگری موتور امید و هویت ملی ما باشد، باید ابتدا موتور اقتصادی کارکنان آن روشن شود. زیرا با حقوق فعلی، بسیاری از کارمندان این وزارتخانه دیگر به «گردشگری» علاقهمند نیستند، بلکه دنبال راهی برای «گردش پول» در زندگی خود میگردند!
