همچنانکه دنیای گردشگری با شوق خود را برای رونق بیشتر در سال جدید میلادی آماده میکند، رسانهها از پیشنهادهای جدید سفر رونمایی میکنند، مقاصد پرسفر، آمارهای گردشگرانشان را به رخ رقبایشان میکشند و روندهای جدید سفر، خوراک و مهماننوازی، جلوهگری میکنند! کارشناسان از تغییرات جدید در سفرهای هوایی و ارتقای فضای فرودگاههای دنیا خبر میدهند و حتی گروه سفرهای حلال از انتخاب ممدانی در نیویورک خوشحالی میکند، ما هم درتب و تاب خبرهای گردشگری این روزهای خودمان هستیم! به جای مسافران این نرخ دلار است که پرواز میکند! بهای بنزین هواپیماها نرخ بلیط را هم مسافر مریخ کردهاست! به قول آن نماینده مجلس، لابد چه ضرورتی دارد برای سفر و گشت وگذار مردم بنزین و ارز مسافرتی تامین کرد؟! سر آنها که دلارها را به سفرهای خارجی یکطرفه میفرستند سلامت باشد!
همینطور که نخستوزیر مالزی با خانم بازیگر برنده اسکار، در مقابل توریستیترین منطقه کوالالامپور از کمپین “دیدار از مالزی در سال 2026” رونمایی میکند، خبر مرگ هنرمندان جهانی ما در غربت، دست به دست میشود و در سالی که رویدادهای ورزشی از ترندترینهای گردشگری جهان است، بزرگترین ماراتن توریستیترین جزیره ما که هیچ، برگزاری اغلب رویدادهای ورزشیاش “کانلمیکن” اعلام میشود.
بلیط یک پرواز40 دقیقهای نصف حقوق یک کارمند است، و اعلام اینکه تنها 10 درصد مسافران سفرهای هوایی، مردم عادی هستند، رقم خوشبینانهای به نظر میرسد وقتی تا همین چند وقت پیش دو درصد اعلام شده بود!
آمار گردشگر خارجی، هم هرچند بالاتر میرود اما تیتر و تصاویر آتشین این روزهای رسانههای دنیا از ایران، سفر مرئیهایشان را، باز باید پنبه کرده باشد!
اینجا چرخ گردشگری به گونهای دیگر میچرخد! راه مجوزهای گردشگری از دفاتر نمایندگان مجلس میگذرد! دکترها تور برگزار میکنند! آژانسها رسانه راه میاندازند، بعضی راهنماها خودشان یک آژانس هستند تمام وکمال! و در این میان البته بیکارت و مجوزها آزادترند! راه زیر میز و دور قانون هموارتر است! اما “قانون پایستگی” به قوت خود باقیست؛ مدیران تکمادهای از چرخه خارج نمیشوند؛ از پستی به پست دیگر منتقل میشوند؛ اصل بقای ناکارآمدی!
گردشگری”محرک اقتصاد و جایگزین نفت” شعار و دغدغه جذاب تبلیغاتی کاندیداهاست هرچند به وقت حمایت، “زیرخاکیها” جذابترند! میراثدوستان سر به تن گردشگری نمیخواهند، محیطزیستیها هم! هرکدام در جزیرهای! برای خودمان مجمعالجزایر بزرگی شدهایم! هرکسی به سازی!
از آقای وزیر همین اواخر حرف درستی شنیدم؛ به کسی که روی راهانداختن موزه روستایی وسط جنگلهای قرق کار میکرد گفتند “شما به ما کاری نداشته باشید! ببینید کارشناسان نظرشان چیست؟!” امیدوارم این هم شامل قانون پایستگی شود!
این شاید امیدوارکنندهترین چیزی بود که در سالی که گذشت شنیدم!
