با توجه به شرایط صنعت گردشگری در ایران و دشواریهای پیشروی گردشگری ورودی، ضروری است وزارت گردشگری، تصویر روشن و واقعبینانهای از وضعیت «بحرانی» موجود را برای ذینفعان این حوزه ترسیم کند. در بسیاری از کشورها، بحران در گردشگری یک «رویداد» و یک «اتفاقِ مقطعی» است؛ اما در ایران، متأسفانه این وضعیت به «رویه» تبدیل شده و همین امر، ضرورت برنامهریزی و اقدام هدفمند را دوچندان میسازد.
در شرایط کنونی، وزارت گردشگری میبایست با رویکردی فعال و امیدآفرین، برنامهای روشن برای مدیریت بحران و حفظ پویایی صنعت ارائه کند. تمرکز صِرف بر تورهای ورودی از برخی کشورها در حالی که شرایط آن در مقطع فعلی مهیا نیست؛ نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه میتواند به تضعیف روحیه و توان اقتصادیِ شبکه فعالان گردشگری بینجامد. یکی از راهکارهای عملی و در دسترس در شرایط حاضر، تمرکز هوشمندانه بر گردشگری داخلی است؛ مسیری که میتواند هم به تقویت انسجام اجتماعی و هم به رونق اقتصادیِ این صنعت یاری رساند. تحقق این امر، بدون توجه ویژه به بازیگران اصلی گردشگری ممکن نیست: راهنمایان گردشگری، مؤسسات آموزشی، هتلداران، اقامتگاهها، شرکتهای گردشگری و اپراتورهای سفر.
وزارت گردشگری میتواند با طراحی تفاهمهای کلان و سازوکارهای اجراییِ منسجم، ظرفیتهای ذینفعان را برای رونق گردشگری داخلی فعال سازد و با همکاری نهادهای دولتی و حاکمیتی، بخشی از هزینهها و برنامههای فرهنگی، تفریحی و حمایتی را بهگونهای جهتدهی کند که با مشارکت بخش خصوصی، به موتور محرّک گردشگری داخلی تبدیل شود. در این میان، ناامیدی در سطح سیاستگذاری و مدیریتِ رسمی، بزرگترین زیان برای کل صنعت است؛ زیرا به جای تولید امید و ایجاد مسیرهای جایگزین، فضای یأس را در میان فعالان تقویت میکند.
ذینفعان گردشگری، راهنمایان و مؤسسات آموزشی که در خط مقدّم گردشگری قرار دارند، متأسفانه از بستههای حمایتی مؤثر و سازوکارهای پایدار برای «بقا» و «ادامه مسیر» بهرهمند نیستند؛ و بدیهی است سایر ذینفعان خُرد نیز در نبود رونق گردشگری، سهمی از پایداری اقتصادی و امکان برنامهریزی بلندمدت نخواهند داشت.
با این همه، نگاه کلان به وضعیت نشان میدهد که «ناتوانی از اقدام» گزارهای درست نیست. امکان حرکت و بهبود وجود دارد، مشروط به آنکه نیروهای اجراییِ کارآمد (بهویژه در کنار وزیر) برای رصد و پایش مستمر، ارزیابی دقیق وضعیت موجود، و طراحی کمکهای واقعی و قابل لمس برای بخش خصوصی، به میدان بیایند و با همکاری نهادهای دولتی و حاکمیتی، برنامهای عملیاتی و قابل سنجش را پیش ببرند.
این مسیر، هرچند دشوار، کاملاً میسّر است؛ اما نیازمند نیروی کارآمد، پیگیر، جسور و مسئولیتپذیر است؛ نیرویی که تصمیم و اقدامش آلوده به منافع حزبی و شخصی نباشد و مسئله را در تراز «نجات و احیای صنعت» ببیند. چنین رویکردی میتواند یکی از مهمترین و اثربخشترین راهکارها برای برونرفت از وضعیت موجود و بازگرداندن امید، انسجام و رونق به صنعت گردشگری کشور باشد.

