این یادداشت را در روزهایی که خبر ورزشکاران ایرانی در کرهجنوبی داغ بود، نوشتم که خوردیم به جنگ ۱۲ روزه. هرچند بعدها متوجه شدم سوای هدف اولیه، مشکلات بوجود آمده ناشی از نبود اطلاعات درست و کافیست که هرکسی در این زمینه مسوولیت دارد؛ از فرد تا مسوولان و نمایندگیهای رسمی کشور در خارج.
سفر و تفریحات مثبت 18
خیلی از فرودگاه فاصله نگرفته بودیم که شروع کرد؛ هندی بود و خیلی خوب فارسی حرف میزد! مثل هر راهنمای توری، داخل اتوبوس شروع کرد به معرفی مقصد اما خیلی زود رفت سراغ بایدها و نبایدها! خیلی رک و بیشتر بدون ملاحظات کلامی ما ایرانیها، با ذکر مثال، صاف رفت سراغ گفتن چیزهایی مثل اینکه “کسی را نبوسید” که کلی بیماری سراغتان میآید! “حواستان به مردهای زننما باشد”، در بار و کلوپها مراقب باشید و هشدارهایی از این دست! گروه ما شامل سه زوج بود، ما دوتا دوست و بقیه مردان مجرد؛ با رعایت همان نسبت 30 به هفتاد زنان و مردان درپرواز بانکوک! همینطور که زنها با حرفهای بیپرده نسرین – راهنمای هندی- با شرمی آمیخته به پوزخندی یواشکی نگاه میکردند، مردها هم با خودشان پچ پچ همراه با لبخند تحویل میدادند! که مثلا “یعنی اینو ببین! خودمون میدونیم داداش! چه چیزهایی میگه! ” و … چندروز بعد در راه بازگشت به سمت فرودگاه؛ با دیدن قیافه آسیب دیده و بیمار و شنیدن اتفاقات از چندنفر از همسفران فهمیدیم چقدرآن تذکرات لازم بود هرچند گوش شنوایی هم درکار نبود! بعدها بارها به عنوان راهنما در سفرها با مسافرانی برخوردم که دنبال کمی شیطنت و تفریح مثبت 18 در سفرشان بودند؛ از پدرانی که خانوادههایشان را راهی تورهای تفریحی دیگری کرده بودند تا وقت آزاد پیدا کنند، زنانی که می خواستند به خودشان استراحتی بدهند و کمی تفریح دودآلود داشته باشند تا پسران و مردانی که سفر مجردی آمده بودند تا “بترکونن!” قطعا به ما ربطی نداشت؛ انتخاب خودشان بود و من بعنوان یک زن همین که هنر میکردم به فکرشان خطور نکند بخواهند مرا هم در تفریحشان شریک کنند، کار بزرگی میکردم! حالا نصیحت و موعظههای اخلاقی پیشکش _ هرچند خیلی هم بی خیالش نشدم! اما بعنوان یک راهنما، به نظرم آگاهیداشتن و اطلاعرسانی اینجور وقتها حسابش از “بُکُن نَکُن”های اخلاقی جداست آنهم وقتی طرف مقابل تصمیمش را گرفتهاست! دستکم میتواند با اطلاع از قوانین و کدهای رفتاری، آگاهانه عمل کند تا با چالشهای کمتری روبرو شود. هرچند یک راهنما میتواند در اینکه چقدر سفر به سمت مسوولیتپذیری و پایداری برود نقش مهمی داشته باشد! (فارغ از آنها که از هر آبی کره خودشان را میگیرند!!!) هر مقصد سفری خط قرمزهایی در قوانین اجتماعی و مدنی خود دارد. گیریم که یک مسافر بخواهد بیتوجه به هر قاعده عرفی یا اخلاقی و…، تفریح کند؛ اینکه بداند حد و مرز آن چیست؟! چطور عمل کند؟ خطرات و چالشهایش چیست و چه عواقبی دارد؟! وضعیت را تغییر میدهد. و ما درجامعه بیش از آنکه از این موارد بگوییم درگیر عواقب میشویم! انگار میخواهیم با چشم بستن به روی بخشی از چیزها فکرکنیم اصلا “نه خانی آمده نه رفته!” تابویی که باعث میشود آسیبهای سفر چندبرابر شود؛ از سلامتی و بهداشتی تا مالی و روانی! بیماریهای مسری، مسمومیتهای ناشی از نوشیدنیها یا موادمخدر تقلبی یا ناشناخته! دستگیریها و مجازاتهایی که در پی تخلف از قانون یا بیاحترامی به قوانین جامعه میزبان صورت میگیرد و جدلهایی که ناشی از عدم درک تفاوتهای فرهنگی و نبود شناخت است.و البته در این میان از نقش سفارتخانههای خارج ازکشورهم نباید غافل بود چه در اطلاع رسانی عمومی و چه در اطلاع رسانی و الزام در رعایت پروتکلها در مورد دیدارهای رسمی و سفر تیمهای مختلف. ازکمیِ دانش، شعور، فرهنگ و تربیت فردی که بگذریم وقتی آموزش قوانین، اتیکت و پروتکلها حتی در موجهترین سفرها و رویدادها؛ مثل همین سفر تیمهای ورزشی و رسمی، امری ضروری نیست یا رعایت آن یک الزام انکارناپذیر تلقی نمیشود، همچنان میتوان شاهد خلق حماسههای افراد همه چیزدانِ خود زرنگ پندار بود! آنها که انگار تمام زنان و مردان روی زمین خدا را به نامشان سند زدهاند!!! هرچیزی آدابی دارد حتی تفریح مثبت ۱۸!