گردشگری ایران از زنگ خطر عبور کرد
صنعت گردشگری ایران حالا وارد مرحلهای شده است که دیگر نمیتوان از کنار آن به سادگی عبور کرد. لغو نمایشگاه بینالمللی گردشگری تهران ۱۴۰۴، که قرار بود از ۲۳ تا ۲۶ بهمن برگزار شود، تنها نشاندهنده یک بحران بزرگ در این صنعت است. این تصمیم، که به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی فعلی گرفته شد، نشان میدهد که گردشگری ایران نه تنها از زنگ خطر عبور کرده و وارد مرحلهای بحرانی شده است بلکه در آستانه فروپاشی کامل است، هر چند که پیش از این هم بحران های شدیدی را پشت سر گذاشته است .
بحران اقتصادی و اجتماعی: دو ضربه مهلک به صنعت گردشگری
یکی از مهمترین دلایل لغو این نمایشگاه، بحران اقتصادی است که تمامی جوانب زندگی مردم ایران را تحت تاثیر قرار داده است. با افزایش روزافزون هزینهها و کاهش قدرت خرید مردم، سفر به یک آرزوی دستنیافتنی برای بسیاری تبدیل شده است. وقتی مردم قادر به تأمین حداقلهای زندگی خود نیستند، طبیعی است که سفرهای داخلی و خارجی در اولویت قرار نگیرد. در این شرایط، صنعت گردشگری که به دنبال جذب درآمد از طریق گردشگران داخلی و خارجی بود، عملاً به یک صنعت بیفایده تبدیل میشود.
علاوه بر این، بحران اجتماعی و ناآرامیهای اخیر نیز عامل دیگری است که اعتماد عمومی را کاهش داده و انگیزه مردم برای سفر را کم کرده است. وقتی مردم درگیر مشکلات اجتماعی و اقتصادی هستند، انگیزهای برای حضور در رویدادهای گردشگری، حتی اگر از لحاظ فرهنگی و اقتصادی مفید باشند، نخواهند داشت. اینگونه است که تصمیم به لغو نمایشگاه، که به نوعی یکی از مهمترین رویدادهای گردشگری کشور به حساب میآید، در نهایت نتیجهای طبیعی و قابل پیشبینی به نظر میرسد.
در گذشته، صنعت گردشگری در ایران نه تنها به عنوان یک منبع درآمد، بلکه به عنوان یک ابزار مهم برای معرفی فرهنگ و تاریخ غنی کشور به دنیا شناخته میشد. اما در حال حاضر، این صنعت با چالشهایی روبرو است که حتی با وجود جاذبههای بینظیر ایران، توان جذب گردشگران خارجی و داخلی را از دست داده است. از بحران اقتصادی گرفته تا مشکلات امنیتی و اجتماعی، همه و همه دست به دست هم دادهاند تا گردشگری ایران از رونق افتاده و در مسیر رکود قرار گیرد. لغو نمایشگاه گردشگری، که یکی از بزرگترین رویدادهای گردشگری کشور است، نشاندهنده این است که این صنعت نه تنها برای جذب مشارکت کنندگان خارجی در شرایط فعلی آماده نیست، بلکه حتی تحریم گردشگران داخلی نیز توفیقی نداشته است. گردشگری ایران حالا به جایی رسیده است که دیگر نمیتوان گفت «باید تدابیری اندیشید»، بلکه عملا به این صنعت دیگرنمی توان به چشم یک فرصت نگاه کرد. وضعیت کنونی آنقدر بحرانی است که دیگر به جای اینکه به آینده امیدوار باشیم، تنها باید به گذشته نگاه کنیم و غبطه بخوریم.در شرایط فعلی هرگونه امیدواری راجع به آینده ، یک خیال پردازی است.
در این فضا، شرکتهای خدمات مسافرتی با کاهش تقاضا و ورشکستگیهای پیدرپی روبرو هستند. فشارهایی که آنها از جانب مشکلات و بحران ها میبینند امکان هرگونه سرمایهگذاری و فعالیت در این حوزه را به یک ریسک بزرگ تبدیل کرده است. اما سوالی که باقی میماند این است که فعالان صنعت گردشگری چه باید بکنند؟ افرادی که روزگاری از این راه کسب درآمد میکردند، اکنون با چه چشماندازی به آینده نگاه کنند؟ کسانی که پیش از این بهعنوان راهنمای گردشگری، مدیر هتلها و آژانسهای مسافرتی، یا کارمندان مراکز تفریحی و فرهنگی روزگار میگذراندهاند با چه میزان از امنیت شغلی به آینده امیدوار باشند؟ آینده این صنف بهشدت مبهم و نگرانکننده شده است. در حالی که دل مردم ایران شاداب و سرزنده نیست، فعالان این صنعت نیز با عدم تقاضا و بحرانهای مالی دستوپنجه نرم میکنند. آنها که روزگاری امید داشتند تا از طریق گردشگری به یک زندگی ایده آل دست یابند، حالا با چالشهایی روبرو هستند که گویی هیچ راهحلی برای آنها باقی نمانده است.
